تبلیغات
انتظار فرج - شعر
اللهم عجل لولیک الفرج

شعر

یکشنبه 1 آذر 1388 12:28 ب.ظ

نویسنده : مریم ...
انتظار

چه جمعه ای... چه غروب غریب و دلگیری...

چرا سراغی از این جمعه ها نمی گیری؟
مسافری که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تأخیری...
چقدر پیر شدی روی گونه هایم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازیر...
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه دیوانگان زنجیری...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوری او نمی میری...

این شعر زیبا از خانم  سودابه مهیجی است



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -